محمدنورالهي- به هر حال با قاطعيت ميتوان پيش بيني کرد که با خودکار شدن روز افزون توليد و دوام بيشتر کالاهاي مصرفي،ساعات کار باز هم در آينده کاسته خواهد شد،به زودي آنقدر زمان فراغت خواهيم داشت که يا زندگي بسيار مشکل خواهد شد و يا امکانات عظيمي براي تعالي و شکوفايي شخصيت و کيفيت زندگي فراهم مي شود،ديگر امکان ندارد که به سادگي از اوقات فراغت صحبت کنيم.
به سخن ديگر،کار همچنان به صورت ضرورت و امري دلپذير و رضايت بخش خواهد بود ولي ويژگي خود را به مثابه محور و نياز اساسي زندگي از دست خواهد داد و يا سهمي مساوي در کنار ديکر فعاليتهاي فرهنگي که بايد رفته رفته شکل بگيرند،جاي خواهد گرفت،در اين صورت برخي کارکردهاي گذشته کار از بين خواهد رفت و کارکردهاي تازهاي جاي آنها را خواهد گرفت،قهرمانان آينده ديگر احتمالاً آنهايي که تمام نيروي خود را صرف ايجاد رفاه مادي جامعه ميکنند،يعني کار آفرينان و کارگران نخواهند بود بلکه بيشتر کساني خواهند بود که به دنبال وسايل و روشهايي براي کمک به همنوعان خود هستند تا آنها بتوانند استعدادهاي جسماني و فکري و روحي خود را شکوفا کنند بي آنکه اين امر با کار بستگي داشته باشد.
در ژاپن حساب شده است انسان ساليان صدها ساعت اوقات فراغت دارد ،يعني ساعاتي که انسان غير از زمان لازم براي حفظ حيات ،کار و آموزش در اختيار دارد.در اينجا اين مسئله مطرح مي شود که چگونه مي توان زماني چنين طولاني را پر کرد،انتخاب مکانيسمهاي نظم دهنده اجتماعي و فرهنگي نيز تعمق زيادي دارد،تعمق درباره اينکه معنا و مفهوم زندگي چيست و جوامع فرهنگها بر چه اساس و پايه اي استوار هستند،با پاسخ به اين پرسشها است که مي توان گفت آيا نهادها توانايي تحول را دارند و يا ندارند.
بدين ترتيب ملاحظه مي شود که انقلاب صنعتي با تشديد روند شهر نشيني از يک طرف و سوق جوامع به سوي توليدات صنعتي از طرف ديگر زمينههاي علمي و عيني يک فرهنگ تودهاي يا جمعي را فراهم ميآورد که رفتارها و سنجشهاي اجتماعي آن چهرههاي جديدي از مناسبات انساني را ارائه ميدهند و نهايتاً تأثيرات متفاوتي در چشمانداز جغرافيائي برجاي ميگذارد .
بديهي است که پيامد مستقيم و غير مستقيم انقلاب صنعتي و نتايج مادي و معنوي ناشي از آن گذران اوقات فراغت و اشکال متنوع آن از جمله توريسم را در طول زمان ممکن ساخته و آن را به صورت يک پديده همه جا گير درآورده است و با گذشت زمان نيز اشکال متنوع و صور مختلفي به خود خواهد گرفت که از هم اکنون لازم است براي آن برنامه ريزي کرد و جايگاه آن را بويژه در برنامه ريزي شهري و منطقه اي مشخص کرد زيرا شهرها ، مناطق روستائي پيرامون آنها و مناطق جغرافيائي مي توانند بعنوان يک بستر مناسب ، امکانات و تأسيسات فراغتي و توريستي را در خود استقرار دهند. /117